دارکوب زبله در خواب است. او زیر پتویی از برف بیدار میشود و میبیند که هم زمستان و هم یک گرگ گرسنه در خانهاش را میزنند. گرگ قصد دارد دارکوب زبله را بخورد، اما دارکوب زبله هم دقیقاً همین فکر را درباره گرگ در سر دارد.
صفحه 107
دارکوب زبله در خواب است. او زیر پتویی از برف بیدار میشود و میبیند که هم زمستان و هم یک گرگ گرسنه در خانهاش را میزنند. گرگ قصد دارد دارکوب زبله را بخورد، اما دارکوب زبله هم دقیقاً همین فکر را درباره گرگ در سر دارد.
دارکوب زبله و والی در یک آپارتمان همسایه هستند. سرگرمی موردعلاقه دارکوب زبله بازی گلف است؛ اما مایه تاسف است که او به جای بیرون، داخل خانه بازی میکند. در نهایت، والی چوب گلف او را میشکند و از او میخواهد دیگر سر و صدا نکند. دارکوب زبله تصمیم میگیرد با حمام …
در کافه و رستوران قطبی در کلوندایک، ملوان زبل و اولیو اویل تنها صاحبان آنجا هستند. دن مکبلوتو خطرناک، صاحب یک مزرعه پرورش پوست حیوانات، وارد میشود و اولیو را میدزدد.
اولیو در حال ساختن یک خانه است که سر و کله پسرها پیدا میشود. آنها کمی خودنمایی میکنند تا او را متقاعد کنند که اجازه دهد خانه را برایش بسازند. او تصمیم میگیرد کار را نصف کند؛ نقشهها را از وسط نصف میکند و از هر کدام میخواهد یک طرف خانه را بسازند. البته «ه…
سربازی یک قوطی کبریت جادویی پیدا میکند و وقتی از قدرت واقعی آن باخبر میشود، تصمیم میگیرد از آن برای به دست آوردن دل شاهزاده خانم شهر استفاده کند.
دو سنجاب برای خود خانهای دنج در اجاق هیزمی یک کلبه خالی ساختهاند. آنها در یک قوطی کبریت میخوابند، خود را در یک پوست بلوط خالی پر از آب میشویند و به انعکاس خود در پشت قاشق که به عنوان آینه حمامشان عمل میکند نگاه میکنند. آنها حتی یک راه پله ساخته شده با …
در ادامه سنت فیلم «فانتزیا»، «برایم موسیقی بنواز» مجموعهای باشکوه از انیمیشنهای کوتاه موزیکال است که شخصیتهای محبوبی چون «پیتر و گرگ» با صدای خاطرهانگیز گوینده «وینی پو» در آن حضور دارند. علاوه بر این، از آثار کلاسیک کارتونی دیگری مانند «کیسی در جایگاه ضرب…
دونالد یک جنگلبان است که مأمور شده تا از درخت غولپیکر «سکوئیای کهنسال» در برابر یک جفت سگ آبی محافظت کند؛ سگهای آبی که تاکتیکها و حرف زدنشان شباهت عجیبی به چیپ و دیل دارد.
در شبی که دونالد داک قول داده بود دیزی را بیرون ببرد، متوجه میشود که کاملاً بیپول است. او که برای هزینههای شب به پول نیاز دارد، آن را از آخرین جایی که میشناسد برمیدارد: قلک سه برادرزادهاش. پس از گردش شبانه، دیزی از این ولخرجِ «پولدار» تشکر میکند، که این…
پسرها اولیو، پرستار دوستداشتنی، را در حال عبور میبینند و او را تا بیمارستانش تعقیب میکنند. او آنها را بیرون میاندازد، بنابراین آنها نقشه میکشند تا به خودشان آسیب بزنند تا بستری شوند، اما موفقیتی حاصل نمیشود. بلوتو کاری میکند که دیواری روی او خراب شود،…
بلوتو و ملوان زبل در یک جزیره مردانه در حال گذراندن تعطیلات هستند که اولیو با یک قایق نجات شکسته از آنجا عبور میکند. هر دو وانمود میکنند که به او بیمحلی میکنند، اما پشت سر یکدیگر سعی در جلب توجه او دارند.
دونالد به عنوان کادوپیچ در یک فروشگاه بزرگ مشغول به کار میشود.
دروپی به دنبال گرگ، یک یاغی خطرناک، میافتد که لو، یک خواننده زن جذاب را از کافه ربوده است.
دونالد به دیدن دیزی میرود. وقتی نمیتواند پنجرهای را باز کند، از کوره در میرود و عملاً خانه او را ویران میکند. دیزی تا زمانی که دونالد فکری به حال این عصبانیت خود نکند، او را نخواهد پذیرفت. دونالد یک دستگاه پستیِ ترک عصبانیت سفارش میدهد که تضمین میکند اگ…
روزنامهای اعلام میکند که ایوان آوفولیچ، سفیر مشهور، قرار است در یک مهمانی باربیکیو با والی والروس، شهروند محلی، شرکت کند. متاسفانه در حالی که والی مشغول آماده کردن باربیکیو است، بوی استیکها یک مهمان ناخوانده یعنی دارکوب زبله را به آنجا میکشاند. او مقداری ا…
دارکوب زبله برای غذا خوردن بیرون میرود و به اشتباه وارد مغازه یک تاکسیدرمیست میشود، چرا که فکر میکند آنجا رستوران است. تاکسیدرمیست هم که به دنبال یک دارکوب برای خشک کردن میگردد، حقیقت را به او نمیگوید.
والی والروس، صاحب یک مسافرخانه، آگهیای در روزنامه محلی چاپ میکند و به دنبال یک همدم میگردد. دارکوب زبله این آگهی را میخواند و تصمیم میگیرد با پوشیدن لباس دخترانه و پاسخ دادن به آگهی، والی را فریب دهد تا از دستپخت او دلی از عزا درآورد.
دارکوب زبله برای بازی گلف به پارک میرود و خیلی زود با کارگرانی که مشغول سیمانکاری پیادهرو هستند، درگیر میشود.
بلوتو مدیر سیرک است و ملوان زبل ستاره اصلی نمایش. بلوتو به اولیو، دستیار ملوان زبل، چشم طمع دارد. ملوان زبل سرش را در دهان شیر میگذارد، اما بلوتو یک تکه استیک روی سر ملوان زبل گذاشته است. وقتی ملوان زبل از آن مخمصه خلاص میشود، نمایش راه رفتن روی طناب در ارتف…
اولیو اویل که مانند یک کارگر جوشکار واقعی مشغول کار است، بر اثر برخورد یک قلاب جرثقیل در حال نوسان به سرش، دچار حالت خوابگردی میشود. ملوان زبل و بلوتو، دو کارگر رقیب در کارخانه، برای به دست آوردن افتخار نجات جان او با یکدیگر میجنگند.
بلوتو یک عروسک خیمهشببازی شبیه به ملوان زبل میسازد و با کنترل آن، با اولیو به تندی رفتار میکند. سپس خودش وارد معرکه میشود و اولیو را با خود میبرد. وقتی ملوان زبل متوجه این حیله میشود، بلوتو را بیهوش کرده و نخهای عروسکگردانی را به او میبندد.
در واقع، ملوان زبل و بلوتو از قبل در ریو هستند. آنها به یک باشگاه شبانه میروند، جایی که خواننده و رقصنده اصلی آن، طبق معمول، اولیو اویل است.
ملوان زبل اولیو را به باغ وحش میبرد، جایی که بلوتو، نگهبان باغ وحش، او را میبیند و تلاش میکند با ترفندهای مختلف او را تحت تاثیر قرار دهد و یا ملوان زبل را از سر راه بردارد.
جمعیتی در ساحل جمع میشوند تا شاهد کتک خوردن دارکوب زبله توسط والی والروس باشند که در حال گذراندن تعطیلات است. والی در قالب فلشبک توضیح میدهد که چرا تلاش میکند خودش را از شر دارکوب زبله خلاص کند.
2,826 عنوان، صفحه 107 از 118