اولیو در پارک نقش پرستار بچه را بازی میکند و ملوان زبل و بلوتو با دوچرخه از کنار او عبور میکنند. آنها بر سر او با هم دعوا میکنند و بچه را بیدار می…
ملوان زبل و بلوتو هر دو برای بردن اولیو به ساحل حاضر میشوند. اولیو موافقت میکند، اما تنها به این شرط که آنها قول بدهند دست از دعوا بردارند...
ملوان زبل در حال صعود از کوههای آلپ است و اولیو با طنابی پشت سر او کشیده میشود و عکس میگیرد. بلوتو، راهنمای کوهستان، آنها را با دوربین شکاری میبی…
ملوان زبل یک باشگاه ورزشی را اداره میکند و تنها مشتری او در روز مخصوص بانوان، اولیو است. بلوتو با دیدن ورود اولیو، برای ورود به باشگاه لباس زنانه می…
فروشگاه سیار ملوان زبل به سرزمین دهاتیها میآید. او وقتی میبیند بلوتو یک رادیاتور را با آکاردئون، ساعتهای کوکو را با سیبل تیراندازی و یک گن را با ن…
اولیو از ملوان زبل میخواهد که سگ پودل ظریف و جدیدش، رجی، را به گردش ببرد که این کار باعث خجالت شدید ملوان زبل میشود. بلوتو با سگ بولداگش، کیلر، از ر…
اولیو که از شعارهای سیاسی خسته شده است، برنامهها و اهداف انتخاباتی خود را ارائه میدهد.
ملوان زبل و اولیو در عربستان سوار بر شتر هستند. آنها برای آب دادن به شتر و کمی استراحت توقف میکنند؛ اولیو با صدای بلند آرزو میکند که کاش میتوانست …
ملوان زبل با قایق پارویی خود به دنبال کشتی میفلاور حرکت میکند و در نهایت به ساحل پلیموت راک میرسد.
ملوان زبل و اولیو در یک سفر سافاری در آفریقا هستند؛ او با یک تفنگ و اولیو با یک دوربین عکاسی. اولیو به طور تصادفی با مردی شبیه به تارزان (بلوتو) روبه…
ملوان زبل و بلوتو در یک شهربازی بر سر اولیو با یکدیگر مبارزه میکنند.
ملوان زبل و اولیو در یک نمایش رودیو با هنرنمایی بلوتوی بدنام حضور دارند. اولیو تحت تاثیر کارهای نمایشی بلوتو قرار میگیرد که بسیاری از آنها برای خراب…
در کافه و رستوران قطبی در کلوندایک، ملوان زبل و اولیو اویل تنها صاحبان آنجا هستند. دن مکبلوتو خطرناک، صاحب یک مزرعه پرورش پوست حیوانات، وارد میشود و…
بلوتو و ملوان زبل در یک جزیره مردانه در حال گذراندن تعطیلات هستند که اولیو با یک قایق نجات شکسته از آنجا عبور میکند. هر دو وانمود میکنند که به او بی…
بلوتو مدیر سیرک است و ملوان زبل ستاره اصلی نمایش. بلوتو به اولیو، دستیار ملوان زبل، چشم طمع دارد. ملوان زبل سرش را در دهان شیر میگذارد، اما بلوتو یک …
پسرها اولیو، پرستار دوستداشتنی، را در حال عبور میبینند و او را تا بیمارستانش تعقیب میکنند. او آنها را بیرون میاندازد، بنابراین آنها نقشه میکشند…
ملوان زبل خون اهدا میکند و سپس با عجله به مسابقه بوکس با بلوتو میرود اما شکست میخورد. اولیو که این خبر را از رادیو شنیده، او را به دلیل اینکه دیگر …
در واقع، ملوان زبل و بلوتو از قبل در ریو هستند. آنها به یک باشگاه شبانه میروند، جایی که خواننده و رقصنده اصلی آن، طبق معمول، اولیو اویل است.
ملوان زبل اولیو را به باغ وحش میبرد، جایی که بلوتو، نگهبان باغ وحش، او را میبیند و تلاش میکند با ترفندهای مختلف او را تحت تاثیر قرار دهد و یا ملوان…
ملوان زبل و بلوتو از کنار مغازه آهنگری اولیو عبور میکنند و شیفته او میشوند. اولیو به کمک نیاز دارد و البته هر دو پسر پیشنهاد کمک میدهند و مهارت خود…
ملوان زبل محموله ارزشمند و مورد نیاز اسفناج خود را به بریتانیا میرساند، با وجود تلاشهای یک زیردریایی نازی برای غرق کردن کشتی او.
بلوتو فکر میکند که در بیمارستان هاورست به استراحت مطلق (و یک پرستار زیبا) نیاز دارد. با این حال، ملوان زبل به زودی با به کار کشیدن از او در این بیمار…
ملوان زبل به یک دکل جدید نیاز دارد، بنابراین شروع به قطع کردن یک درخت بلند میکند؛ اما دارکوبی که روی آن درخت زندگی میکند، ایدههای دیگری در سر دارد.
ملوان زبل و بلوتو در دریای جنوب در مرخصی هستند که پرنسس آلونا (اولیو) در حالی که یک پرنده روی زانویش نشسته، با موجسواری از راه میرسد. پسرها شیفته او…
ملوان زبل و بلوتو صاحب کارخانههای کشتیسازی مجاور هم هستند. نقشههای یک کشتی جنگی به آنها داده میشود؛ هر کدام که زودتر کار را تمام کند، قرارداد ساخ…