دارکوب زبله در روزنامه میخواند که فصل شکار بلدرچین از ساعت ۵ صبح فردا آغاز میشود. او که نمیخواهد شکار بلدرچین را از دست بدهد، تصمیم میگیرد شب خوبی را بخوابد. اما چالشهایی در پیش است.
صفحه 106
دارکوب زبله در روزنامه میخواند که فصل شکار بلدرچین از ساعت ۵ صبح فردا آغاز میشود. او که نمیخواهد شکار بلدرچین را از دست بدهد، تصمیم میگیرد شب خوبی را بخوابد. اما چالشهایی در پیش است.
والی والروس روزها میخوابد و به استراحت روزانه نیاز دارد، در حالی که همسایه دیوار به دیوارش، دارکوب زبله، شبها میخوابد و کارهای خانهاش را در طول روز انجام میدهد. نیازی به گفتن نیست که کارهای پر سر و صدای دارکوب زبله مانع خوابیدن والی بیچاره میشود؛ به خصوص…
دارکوب زبله در یک خانه روستایی مشغول بازی بیلیارد است که یکی از توپهایش به داخل یک مرغدانی در همان نزدیکی میغلتد. او توپ را پس میگیرد اما باید با مرغی بجنگد که فکر میکند این دارکوب دارد یکی از تخمهایش را میدزدد. دارکوب زبله چندین بار تلاش میکند تا توپ ر…
هنگام سفر در یک بزرگراه جنگلی، بنزین ماشین دارکوب زبله تمام میشود. او قصد دارد با کشیدن بنزین از یک ماشین نزدیک، کمی سوخت به دست آورد، بدون اینکه بداند این ماشین متعلق به والی والروس پلیس است که بلافاصله شروع به تعقیب این پرنده میکند. دارکوب زبله با تغییر چه…
دونالد برای شومینهاش به یک کندهدرخت نیاز دارد. متأسفانه، کندهای که او انتخاب میکند مسکن دو سنجاب زمینی و ذخیره بلوط آنهاست. وقتی او درخت را قطع میکند، چیپ و دیل بیرون میافتند اما بلوطهایشان داخل کنده باقی میماند، بنابراین آنها تلاش میکنند تا آتش دون…
کوههای پوشیده از برف؛ اما نگران نباشید، پلوتو سگ نجات در حال انجام وظیفه است. البته با توجه به اینکه او به سختی میتواند خودش را نجات دهد، شاید بهتر باشد نگران باشید. یک فوک بازیگوش مدام بشکه نوشیدنی او را میدزدد.
در جنگلهای آفریقا، راوی ما را با پرندگان مختلفی که در آنجا زندگی میکنند و دونالد داک، عکاس حیات وحش که قصد دارد عکسهایی بگیرد، آشنا میکند. متأسفانه، تمام تلاشهای او برای عکاسی از پرندگان توسط «دلقک جنگل»، یعنی مرغ آراکوان خراب میشود. به عنوان مثال: وقتی …
دونالد یک غرفه تیراندازی را اداره میکند. برادرزادههایش از آنجا رد میشوند و او به آنها یک تیراندازی رایگان پیشنهاد میدهد، اما وقتی اولین نفر به تمام هدفها میزند، دونالد خسیس معروف، یک جایزه ارزانقیمت را جایگزین جایزه اصلی میکند. او سپس به دو پسر دیگر ت…
یک سوسک مسنتر از گونهای کمیاب به یک سوسک جوان رهگذر توصیه میکند که از رودخانه عبور نکند، جایی که احتمال دارد توسط دونالد، کلکسیونر حشرات، به دام بیفتد؛ همانطور که خودش در جوانی نزدیک بود به دام بیفتد.
گوفی به شکار مرغابی میرود.
ملوان زبل و اولیو وارد شهر بغداد میشوند و بلوتو را در حال انجام شعبدهبازی میبینند. او اولیو را مانند یک مارگیر هیپنوتیزم میکند. بلوتو خود را به عنوان بورژوای بزرگ معرفی میکند و یک لباس مجلل به اولیو میدهد، ملوان زبل را به یک الاغ تبدیل میکند و روی تختی …
اولیو یک پمپ بنزین و تعمیرگاه را اداره میکند. دریاسالار جلوی تعمیرگاه نگه میدارد و از اولیو میخواهد تا در حالی که او به مغازه سیگارفروشی میرود، کمی باد به لاستیک ماشینش بزند. در همین حال، پسرها که در مرخصی ۲۴ ساعته هستند، به آنجا سر میزنند و شروع به «کمک …
ملوان زبل و اولیو در یک نمایش رودیو با هنرنمایی بلوتوی بدنام حضور دارند. اولیو تحت تاثیر کارهای نمایشی بلوتو قرار میگیرد که بسیاری از آنها برای خراب کردن تصویر ملوان زبل طراحی شدهاند. دینامیت، اسب وحشی و سرکشی که هیچکس تا به حال سوار آن نشده، فرار میکند و…
بلوتو در نقش رابینسون کروزوئه است؛ ملوان زبل و اولیو با یک کلک چوبی به جزیره او نزدیک میشوند.
ملوان زبل و اولیو در حال بازدید از یک موزه هستند که به طور تصادفی یک سفینه فضایی را به مقصد مریخ پرتاب میکنند. اولیو فرار میکند، اما ملوان زبل به مریخ میرسد؛ جایی که مورد حمله گروهی به رهبری بلوتو قرار میگیرد که در حال آماده شدن برای حمله به زمین بودند. خو…
یک پزشک با توضیح دادن اینکه واکسیناسیون چگونه از گروهی از پسران در برابر بیماری محافظت میکند، آنها را متقاعد به واکسینه شدن میکند. بخشهای پویانمایی، بدن را به طور استعاری به عنوان شهری نشان میدهند که توسط گلبولهای خون دفاع میشود؛ گلبولهایی که با واکسین…
یک صحنه برفی؛ دیزی یک پالتو پوست میخواهد، بنابراین دونالد یک توله خرس را از مادر خوابیدهاش میدزدد. اما مادر بیدار میشود و رد دونالد (و تولهاش) را میزند. دونالد از پالتو پوست خود استفاده میکند تا خود را به شکل یک توله خرس جا بزند. توله خرس واقعی بازمیگر…
پس از اینکه طوفان دارکوب زبله و دوست گرگش را در یک جزیره متروکه سرگردان میکند، آنها برای پیدا کردن غذا به جان یکدیگر میافتند.
دارکوب زبله و اندی پاندا برای تماشاچیانی از حیوانات مزرعه، یک اجرای پیانو به نمایش میگذارند.
گرگ از زندان آلکا-فیز فرار میکند، اما گروهبان مکپودل (دروپی) خستگیناپذیر از پلیس سوارهنظام سلطنتی کانادا، هر جا که او میرود ردش را دنبال میکند.
جان هنری به عنوان یک مرد بالغ جان میگیرد و در کوتاهترین زمان ممکن خود را به عنوان قویترین کارگر فولادکار منطقه معرفی میکند. وقتی یک ماشین فولادکاری جدید معیشت او را تهدید میکند، او تصمیم میگیرد در یک مسابقه تنبهتن آن را شکست دهد.
جورج و جونیور دو خرس گرسنه هستند که تلاش میکنند یک مرغ سادهلوح مزرعه را به یک وعده غذایی لذیذ تبدیل کنند.
دونالد ماشینش را دوباره رنگ میکند و پرندهای روی آن مینشیند. در هرج و مرج بعدی، ماشین پر از جای دست میشود، با دهها رنگ مختلف لکهدار میشود، رنگش کنده میشود و با محتویات داخل صندلیها پوشانده میشود به طوری که شبیه به یک سگ گله میشود.
دیزی به دونالد میگوید که باید انگلیسی و رفتارش را بهتر کند تا دوباره او را ببیند. خوشبختانه، یک همزاد دقیق با لهجه انگلیسی، گفتار واضح و رفتاری بیعیب و نقص از آنجا عبور میکند. دونالد او را متقاعد میکند که خود را به جای دونالد جا بزند، اما با دیدن آغوش و بو…
2,826 عنوان، صفحه 106 از 118