شخصیتهای شرور فیلمهای انیمیشنی محبوب دیزنی در «خانه میکی» گرد هم میآیند و نقشهای برای تصاحب آن میکشند. به زودی، شرورها خانه را تسخیر کرده و میکی،…
دونالد از اتوبوس پیاده میشود و به امید یک خواب خوب شبانه به خانه میرود. در ابتدا، برنامههای او برای استراحت با یک سایهبان پنجره باز که نور یک تابل…
دونالد هنگام خوردن ناهار زیر باران گیر میافتد. او برای نوشیدن یک فنجان قهوه به رستورانی پناه میبرد، اما رستوران «شز پیر» بسیار مجلل و گرانقیمت است.…
دونالد تلاش میکند خانه به خانه برس بفروشد، اما چون هیچکس متوجه حرفهایش نمیشود، کسی چیزی از او نمیخرد. او به طور اتفاقی با یک دستفروش خیابانی موا…
دونالد در حال سفر در حومه شهر است و تصمیم میگیرد برای شب استراحت کند. او به دلیل هزینه ۱۶ دلاری متل، از اقامت در آنجا خودداری میکند و در یک منطقه جن…
دونالد و دیزی در حال قدم زدن هستند که یک گلدان به سر دونالد برخورد میکند. او متقاعد میشود که یک خواننده مشهور است و به زیبایی آواز میخواند، اما دیز…
دونالد داک هرگز باور نمیکند، اما او از راه رفتن در خواب رنج میبرد. او در این وضعیت بیخبری مطلق، هر شب به خانه دیزی میرود، گویی زمان قرار عاشقانه آ…
یک صحنه برفی؛ دیزی یک پالتو پوست میخواهد، بنابراین دونالد یک توله خرس را از مادر خوابیدهاش میدزدد. اما مادر بیدار میشود و رد دونالد (و تولهاش) را…
دیزی به دونالد میگوید که باید انگلیسی و رفتارش را بهتر کند تا دوباره او را ببیند. خوشبختانه، یک همزاد دقیق با لهجه انگلیسی، گفتار واضح و رفتاری بیعی…
دونالد ماشینش را دوباره رنگ میکند و پرندهای روی آن مینشیند. در هرج و مرج بعدی، ماشین پر از جای دست میشود، با دهها رنگ مختلف لکهدار میشود، رنگش …
دونالد به دیدن دیزی میرود. وقتی نمیتواند پنجرهای را باز کند، از کوره در میرود و عملاً خانه او را ویران میکند. دیزی تا زمانی که دونالد فکری به حال…
دونالد به عنوان کادوپیچ در یک فروشگاه بزرگ مشغول به کار میشود.
دونالد یک جنگلبان است که مأمور شده تا از درخت غولپیکر «سکوئیای کهنسال» در برابر یک جفت سگ آبی محافظت کند؛ سگهای آبی که تاکتیکها و حرف زدنشان شباهت…
در شبی که دونالد داک قول داده بود دیزی را بیرون ببرد، متوجه میشود که کاملاً بیپول است. او که برای هزینههای شب به پول نیاز دارد، آن را از آخرین جایی…
آژاکس، گوریل قاتل، از باغوحش فرار کرده است. برادرزادههای دونالد لباس گوریل میپوشند، اما طولی نمیکشد که دونالد با گوریل واقعی روبرو میشود و آنها …
پیتِ پادراز در حال تمرین ترومبون است، آن هم به بدترین شکل ممکن. نوازندگی او آنقدر بد است که خدایان، ژوپیتر و ولکان، و همچنین همسایهاش دونالد را کلاف…
دونالد در حال تلاش برای جمعآوری تخم یک کندور (کرکس آمریکایی) است که ناگهان کندور مادر بازمیگردد. او درون یک تخم خالی پنهان میشود و وقتی مادر بزرگ و…
به دونالد داک دستور داده میشود تا یک فرودگاه ژاپنی را نابود کند. او پس از پرش با چتر نجات از هواپیما، در یک جنگل ژاپنی فرود میآید. او از یک قایق باد…
دونالد در حال گوش دادن به یک برنامه رادیویی است که روش ساخت یک هواپیما از پلاستیک را آموزش میدهد؛ فرآیندی که بسیار شبیه به پختن کیک، کلوچه و درست کرد…
سرباز دونالد داک در یک پیادهروی آموزشی بسیار طولانی و خستهکننده حضور دارد و لحظه به لحظه بیرمقتر میشود. سرانجام آنها به محل اردوگاه میرسند و دو…
بازی قدیمی حدس زدن مهره زیر لیوان این بار شکل جدیدی به خود میگیرد؛ چرا که دونالد داک پس از ساعت خاموشی بیرون از پادگان مانده است و حالا باید بدون این…
دونالد داک در این فیلم مستند کوتاه و الهامبخش پویانمایی، با مالیات بر درآمد و فواید آن برای تلاشهای جنگی آمریکا دستوپنجه نرم میکند.
دونالد در یک پست شنود مشغول نگهبانی است و خوابش میبرد؛ او در خواب شیپور میزند و برادرزادههایش را بیدار میکند. آنها برای انتقام، یک هواپیمای مدل پ…
یک پزشک با توضیح دادن اینکه واکسیناسیون چگونه از گروهی از پسران در برابر بیماری محافظت میکند، آنها را متقاعد به واکسینه شدن میکند. بخشهای پویانمای…
برف باریده است و دونالد داک میخواهد به سورتمهسواری برود. در همین حال، برادرزادههایش در پایین تپه یک آدمبرفی ساختهاند. دونالد سورتمهاش را به سمت …
دونالد در یک پایگاه آموزشی هوایی در بخش خدمات آشپزخانه گیر افتاده است. گروهبان پیت ابتدا یک تپه بزرگ سیبزمینی برای پوست کندن به او میدهد و سپس چند ت…
دونالد تمام تلاش خود را میکند تا به عنوان پیشخدمت هتل، مودب و باوقار رفتار کند. اما وقتی اولین مهمان او پیت جونیور است، انجام این کار تقریباً غیرممکن…
دونالد داک برگه اعزام به خدمت خود را دریافت میکند و با عبور از کنار تمام پوسترهای تبلیغاتی جذاب ارتش، برای ثبتنام میرود. او ابتدا باید معاینه پزشکی…
سرباز داک یک نقاش استتار است. او یک توپ جنگی غولپیکر را با رنگهای بسیار تند نقاشی میکند، تا اینکه گروهبان پیت توضیح میدهد هدف این است که توپ دیده …
دونالد برادرزادههایش را در یک روز مدرسه در حال شنا کردن غافلگیر میکند. او فکر میکند صید آسانی به چنگ آورده است، اما پسرها بسیار باهوشتر از این حرف…
دونالد کشاورز روز کاری خود را در مزرعه سپری میکند تا اینکه یک مگس مزاحم باعث میشود هنگام دوشیدن شیر گاو، کنترل اوضاع از دستش خارج شود.
دونالد ولگرد شام را از روی میز پیت پایچوبی میدزدد. پیت به دونالد یک قالب دینامیت میدهد و سپس او را به کار قطع کردن درختان میگمارد. گفتن اینکه دونا…
دونالد با یک قایق کایاک به سفر میرود. وقتی به محل کمپ خود میرسد، قایق را خالی میکند، با صندلی تاشو خود کلنجار میرود و به خواب میرود. در این میان،…
دونالد در حال شستن شیشههای یک برج مرتفع است؛ پلوتو دستیار اوست که طناب سکو را میکشد و سطلها را پر میکند، اما بیشتر وقتش را به خوابیدن میگذراند. د…
دونالد و برادرزادههایش کارکنان یک ایستگاه آتشنشانی هستند. هوی، دوی و لویی که از خروپفهای دونالد کلافه شدهاند، زنگ خطر آتشنشانی را به صدا درمیآور…
دونالد حرکتهایی را که باعث برنده شدن جام هاکیاش شده به برادرزادههایش نشان میدهد. اما پسرها هم چند حرکت مخصوص به خودشان دارند.
دریادار برد یک پنگوئن از قطب جنوب برای دونالد میفرستد. دونالد از بازی با او لذت میبرد، تا اینکه فکر میکند پنگوئن ماهی قرمز او را خورده است. پنگوئن …
دونالد داک که یک پیکرسان است، استخدام میشود تا در روز جمعه سیزدهم یک بسته مرموز را تحویل دهد. یک گربه سیاه مزاحم و این واقعیت که بسته حاوی یک بمب سا…
دامبلا، خواهر دونالد، سه پسرش به نامهای هوی، دوی و لویی را به ملاقات داییشان دونالد میفرستد. نگهداری از آنها برای دونالد کار بسیار سختی از آب درمی…
دونالد که یک دانشآموز است، میان فرشته و شیطان درونش گیر افتاده است، هرچند در مورد دونالد، مقاومت در برابر وسوسههای شیطان کار سختی نیست. اما سیگار کش…
دونالد هدایت یک گروه پیشاهنگی متشکل از برادرزادههایش را در یک پیادهروی در جنگل بر عهده دارد. دونالد آنقدرها که خودش فکر میکند در امور جنگل تخصص ند…
دونالد از یک فیلسوف رادیویی میشنود که توصیه میکند هنگام عصبانیت بخندید و تا ده بشمارید. او این روش را با موفقیت امتحان میکند و سپس روی تخت آویزان خ…
دونالد داک به موزه اختراعات مدرن میرود. او پس از ورود بدون پرداخت بلیط، با یک ربات پیشخدمت مواجه میشود که هر بار او را میبیند کلاهش را برمیدارد. د…
دونالد مسئول حمل بار در یک ایستگاه راهآهن دورافتاده است. بخشی از آخرین محموله باری، شترمرغی به نام هورتنس است که بیش از حد با دونالد صمیمی میشود و ه…
پورکی و برخی از همکاران ملوانش در مرخصی ساحلی در یک کافه هستند. یک کاپیتان دزدان دریایی متوجه میشود که خدمه خودش فرار کردهاند و همه افراد داخل کافه …