اسلاوا کولتیلوف، معلم مدرسهای در شهر پالچیکی، با دستنویس رمانش در دست وارد مسکو میشود و با نادیا ملاقات میکند. پیش از عروسی، معاون ترخگولوویچ در کمال سردرگمی، کولتیلوف را با مربی تیم فوتبال کودکان اشتباه میگیرد. ترخگولوویچ پاسپورت کولتیلوف را ضبط کرده و بلیط مسکو او را پاره میکند، در حالی که کولتیلوف تمام تلاش خود را به کار میبندد تا تیم عجولانه جمعآوریشدهاش ببازد تا او بتواند نزد عروسش بازگردد.