پاشا، یک مرد صربستانی خوشگذران، صاحب هتلی مجلل در بلگراد است. او بدون هیچ دغدغهای زندگی میکند تا اینکه یک روز به طور تصادفی یکی از اشیای کلکسیونی و گرانقیمت یک رئیس مافیا را که میلیونها دلار ارزش دارد، میشکند. رئیس مافیا برای جبران این خسارت، پاشا را مجبور میکند تا با دخترش ازدواج کند. در حالی که دختر برای ازدواج با این هتلدار جذاب آماده میشود، پاشا به طور اتفاقی با عشق روسیاش، داشا، که چهار سال او را ندیده بود روبرو میشود. عشق آنها در فضای رمانتیک این شهر باستانی دوباره شعلهور میشود؛ البته اگر پدرزن آینده، یک شوهر واقعی، یک پدربزرگ نابینا و یک دوست بیپول مانع نشوند.