چند داستان درباره ازدواج و مشکلات آن. آنتوان در آستانه ازدواج با ژیزل است. دوستش ژولین که یک مجرد حرفهای است، با بازگو کردن تجربیات دردناک خود، ناامیدانه تلاش میکند او را متقاعد کند که این کار را انجام ندهد.