آنتونیو، پپینو و لوچیا سه خواهر و برادر هستند که در حومه ناپل زندگی میکنند. جانی، پسر لوچیا، برای تحصیل در رشته پزشکی به ناپل میرود اما در آنجا با یک رقصنده باله آشنا میشود. آنها عاشق یکدیگر میشوند و وقتی دختر به میلان میرود، جانی نیز به دنبال او راهی میشود. سه برادر کاپونی با باخبر شدن از این موضوع و از ترس اینکه برادرزادهشان درس را رها کند، عازم میلان میشوند تا جانی را متقاعد کنند که بازگردد، به تحصیلش ادامه دهد و آن دختر شرور را رها کند.