یک جایزهبگیر خردهپای به نام راد راس، معروف به «ارتش تکنفره»، با قبول کردن مأموریتی از سوی یک موتورسوار و کشتیگیر سابق که اکنون سناتور ایالات متحده شده و به «دثفیس» معروف است، در تاروپودی از خطر گرفتار میشود.
صفحه 79
یک جایزهبگیر خردهپای به نام راد راس، معروف به «ارتش تکنفره»، با قبول کردن مأموریتی از سوی یک موتورسوار و کشتیگیر سابق که اکنون سناتور ایالات متحده شده و به «دثفیس» معروف است، در تاروپودی از خطر گرفتار میشود.
کاماندی و دوستانش، شاهزاده توفتان از قلمرو ببرها و بن باکسر جهشیافته انساننما، توسط یک فرقه گوریل ربوده میشوند که وقف یافتن تناسخ خدای خود، «آن قدرتمند»، شدهاند. گولگان، رهبر فرقه، تیم کاماندی را تحت یک سری آزمایشهای مرگبار قرار میدهد تا بفهمد آیا هیچکد…
یک انیمیشن ویژه یکساعته درباره موری واینر، صاحب بداخلاق یک اغذیهفروشی، که مجبور میشود برای یک کریسمس جای بابانوئل را بگیرد و با وجود ناشیگری، کارش را به بهترین شکل انجام میدهد.
در سال ۲۰۴۴ میلادی، نسل بشر کاوشهای فضایی خود را گسترش داده و از طریق معجزه «روبوتکنولوژی» به ستارهها دست یافته است، اما این کار بدون کشاندن جنگهای بینکهکشانی به خود زمین نبوده است. قهرمانان خواهند مرد و وفاداریها تغییر خواهند کرد. اما در بحبوحه نبرد، شای…
«جشن محله» یک انیمیشن کمدی برای تمام اعضای خانواده است. داستان درباره پسربچهای ۱۰ ساله به نام موگه است که پدر و مادرش در آستانه طلاق هستند. موگه که همیشه خوشبین و خستگیناپذیر است، برای بازگرداندن تعادل و آرامشی که بزرگترها در حال نابود کردنش هستند، تصمیم می…
ملوان زبل، اولیو و سویپی خوک خود، اسمدلی، را به نمایشگاه میبرند تا او را در مسابقه دامپروری شرکت دهند. در حالی که حواس ملوان زبل پرت شده است، سویپی به دنبال بادکنکش سینه خیز میرود و به سختی از انواع خطرات جان سالم به در میبرد (خطراتی که ملوان زبل، درست پش…
پسرها اولیو، پرستار دوستداشتنی، را در حال عبور میبینند و او را تا بیمارستانش تعقیب میکنند. او آنها را بیرون میاندازد، بنابراین آنها نقشه میکشند تا به خودشان آسیب بزنند تا بستری شوند، اما موفقیتی حاصل نمیشود. بلوتو کاری میکند که دیواری روی او خراب شود،…
ملوان زبل تازه ساخت خانهاش را تمام کرده است که گروهی از موریانهها به آن حمله میکنند.
اولیو در پارک نقش پرستار بچه را بازی میکند و ملوان زبل و بلوتو با دوچرخه از کنار او عبور میکنند. آنها بر سر او با هم دعوا میکنند و بچه را بیدار میکنند. سپس به نوبت سعی میکنند گریه بچه را بند بیاورند یا تلاشهای دیگری را خراب کنند. ملوان زبل ادای سگ و هوا…
وقتی هواپیماهای دشمن به کشتی جنگی که ملوان زبل در آن خدمت میکند حمله میکنند، او به مقابله برمیخیزد.
پدر پیر ملوان زبل میخواهد شبها بیرون برود. ملوان زبل میخواهد او بخوابد.
ملوان زبل و بلوتو همزمان برای بردن اولیو به سینما ظاهر میشوند. اولیو باید ابتدا به آرایشگاه برود و به پسرها میگوید که مراقب سویپیا باشند.
پاجی، توله سگ بتی بوپ، پیکنیک او را به هم میریزد، به خانه فرستاده میشود و با مامور شهرداری و گیرنده سگها سرشاخ میشود.
بتی یک شغل منشیگری میگیرد که در آن رئیسش او را مورد آزار جنسی قرار میدهد... اما نه بدون چراغ سبز نشان دادن و تشویق از سوی خود بتی.
دارکوب زبل در یک محله فقیرنشین زندگی میکند و از قبضهایش به ستوه آمده است؛ او با صدای بلند آرزو میکند که کاش ثروتمند بود. در همان لحظه، یک شبدر چهاربرگ از میان تختههای کف اتاق ظاهر شده و به یک دارکوب جن تبدیل میشود که سه آرزوی وودی را برآورده میکند. وودی …
با وجود تابلوی «ورود ممنوع»، یک موش کور بداخلاق و نداشتن مهارت کافی، وودی مصمم است که بازی کروکت را انجام دهد.
یک خدای آتشفشان خشمگین در اقیانوس آرام جنوبی خواستار قربانی است و زن جوان و زیبایی که در خدمت این خداست، دو ملوان آمریکایی یعنی وودی دارکوب و باز بزارد را به عنوان گزینههایی عالی برای این کار پیدا میکند.
وودی دارکوب به یک بازی گلف عجیب و غریب و خندهدار دعوت میشود.
دارکوب زبله در روزنامه میخواند که فصل شکار بلدرچین از ساعت ۵ صبح فردا آغاز میشود. او که نمیخواهد شکار بلدرچین را از دست بدهد، تصمیم میگیرد شب خوبی را بخوابد. اما چالشهایی در پیش است.
دارکوب زبله بیرون آرایشگاه سویل ایستاده و به تبلیغات نگاه میکند. او که دلش یک «اصلاح پیروزی» میخواهد، تصمیم میگیرد وارد مغازه شود اما متوجه میشود که صاحب مغازه برای معاینه پزشکی بیرون رفته است. دارکوب زبله تصمیم میگیرد خودش موهایش را کوتاه کند اما متاسفان…
یک تابلوی جادهای میپرسد: «آیا این سفر واقعاً ضروری است؟» دارکوب زبله پاسخ میدهد: «البته که ضروری است، من یک شر لازم هستم.» مشخص است که رفتارهای میهنپرستانه نقطه قوت دارکوب زبله نیست. وقتی او برای بنزین زدن به پمپ بنزین میرود، حتی نمیداند دفترچه سهمیهبند…
کبوتری میخواهد به عنوان کبوتر نامهبر برای ارتش کار کند تا بتواند دل معشوقه خود را به دست آورد.
دونالد در یک پست شنود مشغول نگهبانی است و خوابش میبرد؛ او در خواب شیپور میزند و برادرزادههایش را بیدار میکند. آنها برای انتقام، یک هواپیمای مدل پر از سربازهای زنجبیلی چترباز را به هوا میفرستند؛ دونالد آن را ساقط میکند و با دیدن چترها (و شنیدن صدای شبیه…
دو کودک به شهری سفر میکنند که در آن سکوت امری مقدس شمرده میشود.
2,834 عنوان، صفحه 79 از 119