سندی پس از کشف خیانت همسرش، حومه شهر را ترک کرده و به شهر نقل مکان میکند. در آنجا، او با آرام دوست میشود؛ مردی که همسرش فقط برای گرفتن گرین کارت با او ازدواج کرده بود. سندی آرام را به عنوان پرستار بچههایش استخدام میکند و طولی نمیکشد که آرام و سندی متوجه میشوند با هم تفاهم زیادی دارند و رابطه عاشقانهای را آغاز میکنند. اما آیا رابطه آنها واقعی است یا در واقع برای هر دوی آنها فقط یک رابطه گذرا برای فراموش کردن گذشته است؟