هارولد مدوز یک مجرد خجالتی و لکنتی است که در یک مغازه خیاطی کار میکند و در حال نوشتن یک کتاب راهنما به نام «راز عشقورزی» برای دیگر جوانان خجالتی است. تقدیر باعث میشود او با دختری ثروتمند به نام مری ملاقات کند و آنها عاشق یکدیگر میشوند. اما مری در آستانه ازدواج با مردی است که خودش همسر دارد، بنابراین قهرمان ما برای جلوگیری از این عروسی، یک سواری متهورانه و نفسگیر را آغاز میکند.