وقتی ایتن درست به موقع به فرودگاه میرسد تا عشق ابدی خود را به دوستدخترش ابراز کند، به نظر میرسد که عشق بر همه چیز پیروز شده است. اما این صحنه در واقع پایان رمان ایتن است که کارگزارش آن را «غیرواقعی» میداند. ایتن به زودی با یک پیشخدمت به نام جسی آشنا و عاشق او میشود، آن هم در حالی که جسی توجهش به تروی، یک تاجر جذاب، جلب شده است. به این ترتیب، مرز بین واقعیت و خیال به مرور زمان محو و مبهم میشود.