در یک روز برفی در دهکدهای سوئیسی، والتر برای ایجاد حسادت، کلارا را به شارلوت معرفی میکند. بعداً در خانه شارلوت، با بحث آنها درباره زیبایی، جذابیت و صداقت، تنشها بالا میگیرد. با وجود مقاومتهای اولیه، احساسات غلبه میکنند و پیش از خداحافظی، به لحظهای غیرمنتظره از صمیمیت منجر میشوند.