دانراج سینگ و راندیر سینگ دو دشمن دیرینه و سرسخت یکدیگر هستند. آنها زمانی با وضعیتی فاجعهبار روبرو میشوند که فرزندانشان، راج و راشمی، عمیقاً عاشق یکدیگر میشوند. این دو پدر آشکارا نفرت خود را از یکدیگر اعلام میکنند و برای جلوگیری از این پیوند دست به هر کاری میزنند، حتی قتل؛ اما انتخاب فرزندانشان را نمیپذیرند. با این حال، راج و راشمی پایبند به عشق خود هستند و حاضر نیستند دشمنی پدرانشان را مانع راه خود بدانند.