نیشا، یک معمار موفق، پس از مرگ تراژیک دوستپسرش، شاشی سایگال، گوشهنشین شده است. در این زمان، کاران ساکسنا به او پیشنهاد کار در آژانس تبلیغاتی خود را میدهد و او میپذیرد. اگرچه فقط خود نیشا میداند که کاران، که به تازگی با تیمسی ازدواج کرده، شباهت زیادی به شاشی دارد و او هر کاری در توانش باشد انجام میدهد تا او را به دست آورد.