آیا دو خیانتکار حرفهای میتوانند شانس دومی برای عشق داشته باشند؟ پس از یک رابطه یکشبه در دوران دانشگاه، لینی و جیک که اهل نیویورک هستند، دوازده سال بعد به طور اتفاقی با هم ملاقات میکنند و متوجه میشوند هر دو مشکل مشابهی دارند: به دلیل عدم تعهد به تکهمسری، هیچکدام نمیتوانند رابطهای پایدار داشته باشند. آنها با وجود کشش متقابل، تصمیم میگیرند فقط دوست معمولی بمانند و پیمان میبندند که رابطه خود را افلاطونی نگه دارند؛ عهدی که گفتنش آسانتر از عمل کردن به آن است.