«بیل برنت» که ساکن بالی است، به نیویورک سفر میکند و عاشق «گیل آلن» میشود؛ مدیر موفق یک فروشگاه در خیابان پنجم که مصمم است آزاد و مستقل بماند. بیل پیشنهاد ازدواج میدهد، گیل رد میکند و بیل به خانهاش در بالی برمیگردد. اما دختر جوانی به نام «رزی» و «تونی» شیشهپاککن که در هر طبقه نصیحتهای خاص خود را دارد، به زودی گیل را به این فکر میاندازند که شاید در رد پیشنهاد بیل عجله کرده است. طولی نمیکشد که او میفهمد عاشق بیل است و نمیتواند بدون او زندگی کند. او به بالی میرود تا خبر خوش را به او بدهد، اما متوجه میشود که بیل قرار است به زودی با «نوئل وننس» ازدواج کند. او به نیویورک بازمیگردد.