آقای سخری سفیر هند در روسیه است و دستیار ارشد او آقای نگی است. سخری همسرش را از دست داده و پسری به نام آدیتیا دارد، در حالی که نگی متاهل است و همسرش آنجلی و دو دخترش لاکی و دارا را با خود به روسیه آورده است. یک روز در راه مدرسه، دوچرخه لاکی پنچر میشود...