کیو سیک دانشجوی الهیات است که یک روز در طول مراسم کلیسا زمین میخورد و یک عتیقه گرانبها و متبرکشده توسط پاپ را از دستش میاندازد. به عنوان مجازات، او و دوست کمدیاش سون دال به کلیسای کوچکی در حومه کره فرستاده میشوند تا در نوعی برزخ کشیشی کار کنند تا زمانی که رفتار خود را اصلاح کنند.