چارلی جوان با نزدیک شدن به زمان عروسیاش دچار تردید و اضطراب میشود. او که ناامیدانه تلاش میکند برنامهها را به هم بریزد، روشهای مختلفی را امتحان میکند؛ از جمله تلاش برای احیای رابطه میان نامزدش، جوزفین، و دوستپسر سابق او.