کاران در درسهایش ضعیف است اما در موسیقی و شیطنت مهارت دارد که این موضوع همیشه منجر به دعوا با پدرش میشود. اما زندگی او با دیدن دختر رویاهایش تغییر میکند. او هر جا دختر را میبیند تعقیبش میکند تا اینکه یک روز برای پیدا کردنش به خارج از شهر میرود اما موفق نمیشود. بعداً پدرش او را به شهر دیگری میفرستد، اما ماشینش خراب میشود و سوار ماشین عبوری میشود و متوجه میشود راننده همان دختری است که پوجا نام دارد.