این بار کاپا و پپه در وهله اول اسیر جنگی هستند؛ محکومانی که به بیگاری گرفته شدهاند، یهودیان، سربازان مجارستانی و سربازان آلمانی. یک بار قرار است اعدام شوند و بار دیگر خودشان باید اعدامها را اجرا کنند. فیلم در اپیزودهایی تماشایی از این واقعیت میگوید که در بیش از یک قرن و نیم گذشته، ما مدام از جنگی به جنگ دیگر قدم برداشتهایم؛ اشغال و آزادی برایمان فرقی نداشته است، و چرا یهودیان نتوانستند نیروهای اساس را اعدام کنند؟ قهرمانان ما در اطراف پادگانهای مخروبه پرسه میزنند، سپس روی پلهای پایتخت حدس میزنند که در حال حاضر ماهواره یا دوستان ابدی چه کسی هستیم. در کمد، میان شیشههای میوه کنسرو شده، استالین هنوز پنهان است. نویسندگان فیلم به دادگاه احضار میشوند و سپس در یک بیمارستان نمایشی منتظر رسیدن پایان هستند. یک خدمتکار سرباز شوروی فیلم را با نقلقولی از پیتر ناداس به پایان میرساند.