دو جوان معلول جسمی با یک آدمکش فلج دوست میشوند و از سوی یک رئیس مافیای محلی مأموریتی به آنها واگذار میشود. آنها چیز زیادی برای از دست دادن ندارند، هرچند اوضاع هرگز آنطور که در ابتدا به نظر میرسد نیست. مرزهای میان خیال و واقعیت کمرنگ میشوند و این قهرمانان غیرمنتظره از یک موقعیت خطرناک به موقعیت بعدی کشیده میشوند و ما دیدگاهی غیرمعمول از زندگی آنها در حاشیه جامعه به دست میآوریم.