در دهه ۱۸۷۰ هند، چارولاتا زنی منزوی و هنردوست است که همسر روزنامهنگار و پرمشغلهاش، بوپاتی، را به ندرت میبیند. بوپاتی با درک اینکه همسرش تنها و ناراحت است، پسرعمویش آمال را متقاعد میکند تا وقت خود را با چارولاتا بگذراند و انگیزههای خلاقانه او را پرورش دهد. آمال خود شاعری نوپا است و او و چارولاتا به دلیل عشق مشترکشان به هنر، پیوند عمیقی با یکدیگر برقرار میکنند.