آدیتیا، یک مهندس جوان، برای گذراندن یک دوره آموزشی به کانادا سفر میکند. او در آنجا با جیا، زن زیبایی از یک خانواده با نفوذ و ثروتمند آشنا میشود. تقدیر مدام این دو را سر راه یکدیگر قرار میدهد و با وجود اینکه هر دو نامزد دارند و متعهد به افراد دیگری هستند، عاشق یکدیگر میشوند.