جک همیشه گلیمش را از آب بیرون میکشد. او وقتی با سارای زیبا ازدواج میکند، موفق است. وقتی یک خانه مجلل جدید میخرد هم همینطور. با این حال، وقتی درد زایمان سارا شروع میشود، جک از پلهها سقوط میکند و با سر زمین میخورد. وقتی به هوش میآید، متوجه میشود که پدر یک دختربچه شده است، اما در بخش همسر، یک نفر کم دارد.