جیآر که آرزوی گویندگی خبر را در سر دارد، برادر کوچکترش کالین را مجبور میکند تا در یک سفر جادهای همراهیاش کند تا وسایلش را از خانه استاد سابقش که معشوق او نیز بوده، خارج کند. آنها در طول سفر در نیوانگلند، با همکلاسیهای قدیمی خود روبرو میشوند یا تاریخچه خانوادگیشان را مرور میکنند که مدتهاست از آن فاصله گرفتهاند.