ویکتوریا، زنوبیا، کلیون و فیل همگی دوستانی هستند که به سن ۳۵ سالگی نزدیک میشوند و برای تشکیل خانوادهای که همیشه آرزویش را داشتند، در تلاشند. در حالی که زنوبیا هنوز به دنبال یک مرد است، ویکتوریا با مردی ازدواج کرده که بچه نمیخواهد. از سوی دیگر، کلیون خجالتیتر و بیدستوپاتر از آن است که بتواند زنی را جذب کند، و فیل با اینکه ازدواج کرده و بچهدار است، اما همسرش علاقه چندانی به مادری ندارد. هر چهار نفر آنها تلاش میکنند تا زندگی عاطفی و آینده خود را سروسامان دهند، در حالی که ساعت بیولوژیکی آنها در حال تیکتاک و گذر است.