در سال ۱۹۳۱، یک سرباز جوان از ارتش فرار میکند و به یک مزرعه روستایی پناه میبرد؛ جایی که صاحب مزرعه به خاطر دیدگاههای سیاسیاش از او استقبال میکند. مانولو چهار دختر دارد؛ فرناندو از همه آنها خوشش میآید و آنها هم به او علاقهمندند، بنابراین او باید تصمیم بگیرد که عاشق کدامیک شود.