ویکتور سلوژکین به عنوان معلم جغرافیا در یک دبیرستان در زادگاهش پرم (در منطقه اورال) مشغول به کار میشود و در میان مه غلیظی از مصرف شدید ودکا، عشق ناامیدکننده به یک دانشآموز جوان و استرس آموزش به نوجوانان سردرگم میشود. «جغرافیدان»، لقبی که دانشآموزان بلافاصله روی سلوژکین میگذارند، تلاش میکند تا از واقعیت طاقتفرسا، کسلکننده و خفهکننده زندگی استانی در روسیه فرار کند و راهی یک تور قایقسواری در رودخانههای اورال شود. او در همراهی با نوجوانانی پرشور و ماجراجو و در مواجهه با غافلگیریهای بیرحم طبیعت، در آستانه پیدا کردن خود و حقیقت زندگیاش قرار میگیرد.