کاتیا و پسر ۶ سالهاش سانیا، در سال ۱۹۵۲ با یک افسر کهنهکار شوروی به نام تولیان ملاقات میکنند. کاتیا عاشق تولیان میشود که مشخص میشود یک مجرم خردهپا است، اما در عین حال به شخصیتی پدرانه برای سانیا تبدیل میشود...