مارجوری ترنر در ازدواج و زندگی روزمره خود احساس خفگی میکند. رابطه پنهانی با یک غریبه به نظر راه حل این مشکل میرسد، تا اینکه معشوق او دچار حمله قلبی مرگبار میشود و معلوم میشود که آنقدرها هم که او فکر میکرد غریبه نبوده است.