«دان بیکر» که نابینا اما مصمم است، برای رسیدن به استقلال از مادر بیش از حد حمایتگرش جدا میشود. پس از مستقر شدن در خانه جدیدش در سانفرانسیسکو، دان با همسایه عجیب و غریبش «جیل تانر» آشنا میشود. شوخطبعی و ظاهر جذاب دان، جیلِ آزاداندیش را مجذوب خود میکند و طولی نمیکشد که آنها به چیزی فراتر از دو دوست تبدیل میشوند. آیا دخالتهای مداوم خانم بیکر، رابطه نوپای دان و جیل را نابود خواهد کرد؟