یک استاد جوان شیمی برای اینکه دوباره دل همسرش را که با او دچار سوءتفاهم شده به دست آورد، داستان عجیب و غریبی سر هم میکند که یک مامور مخفی افبیآی است. او برای باورپذیرتر کردن داستانش، از دوستش که نویسنده تلویزیون است کمک میگیرد. همسرش داستان را باور میکند و اوج داستان فیلم در زیرزمینهای ساختمان امپایر استیت رخ میدهد. استاد و دوستش با این تصور که در یک زیردریایی دشمن اسیر شدهاند، از روی میهنپرستی تلاش میکنند کشتی را غرق کنند اما فقط موفق میشوند ساختمان را به لرزه درآورند.