ریتا، دختر ثروتمندی که پس از بازگشت از خارج از کشور دچار استرس شده است، نیاز به مکانی برای استراحت و آرامش دارد. او کشمیر را انتخاب میکند و پس از ورود، یک قایق تفریحی مسکونی را از مالک آن، راجا، اجاره میکند. پس از چند سوءتفاهم، آنها مجذوب یکدیگر شده و به سرعت عاشق هم میشوند. این رابطه عاشقانه با استقبال راج بهادور چونیلال، پدر ریتا، مواجه نمیشود؛ چرا که او ترجیح میدهد دخترش با خواستگاری که خودش انتخاب کرده، یعنی کیشور، ازدواج کند. ریتا از کیشور بیزار است و فقط میخواهد با راجا ازدواج کند؛ در این میان، راج بهادور حیلهگر نقشهای میکشد تا هم به خواسته خود برسد و هم رضایت دخترش را جلب کند.