دیوید یک هنرمند و معتاد به ماریجوانا است. او عاشق سرنای زیبا و جذاب شده و همه چیز عالی پیش میرود تا اینکه خانه دیوید بیچاره میسوزد. سرنا که حوصله انرژیهای منفی را ندارد، صحنه را ترک کرده و با یک نوازنده راک و معتاد به نام تامی به نیویورک میرود. دیوید تنها برای فراموش کردن خانه و عشق از دست رفتهاش، به آرامش ماریجوانا و جمع دوستان عجیب و غریبش پناه میبرد.