خانواده مارکو پولونی صاحب یک نانوایی در برانکس هستند و به نظر میرسد که با مشکلات مالی روبرو شدهاند و قصد فروش آن را دارند. مارکو تصمیم میگیرد در یک مسابقه شیرینیپزی شرکت کند به امید اینکه پول و تبلیغات به آنها کمک کند. او به یک شریک نیاز دارد و از گریس کارپنتر، قناد یک رستوران درخواست کمک میکند؛ با وجود اینکه آنها شروع خوبی با هم نداشتند، گریس میپذیرد. آنها به مسابقه میروند و اوضاع خوب به نظر میرسد، به جز چند مشکل: ژاک دو ژاک، یکی دیگر از شرکتکنندگان، همکلاسی سابق مارکو در آکادمی است که به گفته مارکو به او خیانت کرده است. امیل، یکی از داوران، مربی سابق مارکو است که خاطره خوبی از او ندارد. علاوه بر اینها، تندخویی مارکو هم مشکلساز است. آیا آنها موفق میشوند؟ در همین حال مارکو مجذوب گریس میشود، اما او نامزد دارد.