مری کاترین گالاگر یتیم، که در دبیرستان سنت مونیکا مانند یک جوجهاردک زشت است، یک رویا دارد: اینکه با تمام وجود بوسیده شود. او تصمیم میگیرد با تبدیل شدن به یک سوپراستار این رویا را محقق کند؛ بنابراین دعاها، فانتزیها و گفتگوهایش با تنها دوستش همگی بر دستیابی به شهرت متمرکز است.