در سال ۱۹۱۵، مرتون گیل، راهنمای سالن تئاتر در کانزاس، یکی از طرفداران پر و پا قرص سینمای صامت است. وقتی او با تقلید از کارهای قهرمانانه ستاره سینما، لارنس روپرت، تبلیغات رایگانی برای استودیو ماموت ایجاد میکند، آنها او را به هالیوود میآورند تا جنجال رسانهای دیگری به پا کنند؛ او تصور میکند که قرار است یک قرارداد بازیگری ببندد. او که ناامید شده است، در دفاتر تست بازیگری پرسه میزند و در آنجا با فیلیس مونتاگ، بازیگر نقشهای فرعی و بدلکار، آشنا شده و توسط او دلداری داده میشود. اما وقتی بالاخره فرصت طلایی به مرتون روی میآورد، آن چیزی نیست که او تصورش را میکرد.