ریچارد دایس که برای حضور در هیئت منصفه احضار شده است، متوجه میشود اولین عشق دوران جوانیاش که عشقی یکطرفه بوده، به اتهام قتل در حال محاکمه است. ریچارد ناامیدانه تلاش میکند تا بیگناهی مولی را ثابت کند و در عین حال کلاف سردرگم قتل، باجخواهی و شهادت دروغ را باز کند، در حالی که همچنان سعی دارد دل دختر رویاهایش را به دست آورد.