ایزابل سی و چند ساله وقت خود را بین آپارتمان کوچک و تنهایش در وستساید و خانه مادربزرگش در لوئر ایستساید میگذراند. در حالی که مادربزرگش در حال نقشهکشیدن برای پیدا کردن یک مورد مناسب برای ازدواج اوست، ایزابل مورد توجه آنتون، نویسندهای متاهل و دنیادیده قرار میگیرد، اما نمیتواند از جذابیت بیآلایش سم، یک ترشیفروش، دل بکند.