دو جفت دوست صمیمی، مونتل و کلاید، و برندی و آدینا در یک مهمانی با هم آشنا میشوند؛ جایی که کلاید وانمود میکند بسیار ثروتمند است و همان شب آدینا را به تختخواب میکشاند. وقتی آدینا میفهمد فریب خورده است، به سرسختترین دشمن کلاید تبدیل میشود. در این میان، مونتل و برندی عاشق یکدیگر میشوند و قصد ازدواج دارند، و آدینا و کلاید تمام تلاش خود را میکنند تا جلوی آنها را بگیرند.