برابک پستچی به خاطر حس شوخطبعیاش مهمان محبوب تئاتر ریوو است و هر روز برای کارگردان آن، هولت، نامههایی از طرفداران زن میآورد. از جمله طرفداران هولت، آنی، خواهر برابک است. این دختر دوست دارد به تئاتر بپیوندد، اما در حال حاضر به عنوان خدمتکار برای بازیگری به نام ولدن کار میکند. یک نمایش ریوو جدید در حال تمرین است و نام نویسنده آن مخفی نگه داشته شده است. ولدن درست قبل از شب افتتاحیه نقش خود را پس میدهد چون از آن خوشش نمیآید. برابک تیزهوش خواهرش را که تمام نقشها را از حفظ است، به کارگردان معرفی میکند.