این داستان که در زاگرب پیش از جنگ جهانی دوم میگذرد، از نگاه پریتسای ۶ ساله روایت میشود. آقای فولیر، مردی شیکپوش اهل زاگرب، در جریان یک پیکنیک خانوادگی شروع به نخ دادن به مادر پریتسا میکند. در ابتدا پدر پریتسا متوجه چیزی نمیشود و چون میخواهد خواهرزن خود را شوهر دهد، این مرد را به خانهشان دعوت میکند. اما پس از چند ملاقات، پدر پریتسا متوجه تلاشهای فولیر برای فریب دادن همسرش میشود.