بن سی ساله در آستانه ازدواج با ژولیت است. زندگی آرام و منظم او زمانی از هم میپاشد که دوباره با کسی ملاقات میکند که در اعماق وجودش بیش از هر کس دیگری مایل به دیدنش است: ونسا، دختر جذاب دوران دبیرستان که در آن زمان حتی نگاهی هم به او نمیانداخت. او اکنون به پاریس بازگشته و تنها کسی که میشناسد بن است...