پییر با فلورانس، تنها دختر یک صنعتگر خردهپا ازدواج کرد. ۱۵ سال بعد، او رئیس شرکت است، اما زندگی طبقه متوسطش او را به شدت نگران و خسته میکند. وقتی یک منشی جدید، جوان و دوستداشتنی میآید، او شروع به رویاپردازی میکند.