از شکست در مصاحبههای شغلی گرفته تا باکره ماندن در ۳۰ سالگی، «گو چانگ» واقعاً بدشانس است. اما همه چیز با دیدن «آه نی» تغییر میکند؛ زنی دوستداشتنی و معصوم که باعث میشود گو چانگ فکر کند بالاخره بخت به او رو کرده است؛ تا اینکه در اولین بوسهشان، شخصیت دوم او یعنی «ها نی» با رفتاری بیادبانه ظاهر میشود. میان حرفهای عاشقانه و شیرین آه نی و لگدهای خشونتآمیز ها نی، آیا گو چانگ میتواند از پس دو دوستدختر در یک کالبد برآید؟