آرون به عنوان یک جوان عجیبوغریب ۲۹ ساله و معمولی زندگی خود را میگذراند. او با بحرانهای امروزی متعددی دستوپنجه نرم میکند؛ به تازگی مدرک دانشگاهیاش را گرفته و به تازگی هم رابطهاش به هم خورده است. والدینش باید از نظر مالی از او حمایت کنند زیرا او همچنان جویای کار است و در حالی که آرون در غم عشق از دست رفتهاش میسوزد، مدام چیزی مزاحم او میشود؛ به نظر میرسد او شخصیت اصلی زندگی خودش هم در زندگی خودش نیست.