در یک روز تابستانی گرم، پالوما تصمیم میگیرد تا رویای خود را به حقیقت بپیونداند: برگزاری یک عروسی سنتی در یک کلیسا با دوست پسرش، زئ. او مادری مخلص، کارگر سختکوش در یک مزرعه پاپایا و پولهایی را پس انداز کرده است تا بتواند این مراسم را برگزار کند. اما رد کردن کشیش از ازدواج او باعث می شود که ...