اوتاویو یک رهبر اتحادیه آرمانگرا است که تلاش میکند کارگران یک کارخانه را برای مقاومت در برابر رفتارهای استثمارگرانه شرکت سازماندهی کند. پسرش، تیائو، که یکی از کارمندان است، واقعبینتر است و نمیخواهد با اعتصاب کردن، خطر از دست دادن شغلش را به جان بخرد. این اختلاف نظر، پدر و پسر را در مقابل یکدیگر قرار میدهد. خوشبختانه، مادر تیائو، رومانا، حضور دارد تا به عنوان میانجی بین این دو مرد سرسخت عمل کند.